آرشیو ماهانه: فروردین 1397

از مدالِ درد لبریزم پُر از آویزها 0

از مدالِ درد لبریزم پُر از آویزها

از مدالِ درد لبریزم پُر از آویزهاپایِ تو زانو زدم پیشِ همه ناچیزها از قرارِ سوخته از چوب خط ها پُر شدهرویِ دیوارِ اتاقم ، رویِ کل ِّ میزها پشتِ هر دیوار،دیواریست،بانو خسته امخسته...

چون آسمانی که پر از حور و پری ها 0

چون آسمانی که پر از حور و پری ها

چون آسمانی که پر از حور و پری هاپشت سرت بازار داغ مشتری ها مثل نسیمی رد شدی از شهر…افتادبا دیدنت از سر تمام روسری ها احساس تلخ قهوه ها در کافه…از تو_موسیقی زیبا...

اندوه من این است که در عصر حواشی 0

اندوه من این است که در عصر حواشی

اندوه من این است که در عصر حواشییک لحظه به فکر ِ من ِ بیچاره نباشیدریاچه ی قم باشی و بر زخم دل مناز شوری خود بر دلم هربار بپاشییک منبع عالِم خبر آورد...

خونِ جگرِ سنگ 0

خونِ جگرِ سنگ ‘ عقیق یمنی شد

خونِ جگرِ سنگ ‘ عقیق یمنی شدمن خون جگر خوردم و قلبم حسنی شد دندانه ی هر شانه که در موی تو افتادتعبیر به دندان اویس قرنی شد بر کفر بشر بودن تو سایه...

به هر نشانه ای از تو دلش بهانه بگیرد 0

به هر نشانه ای از تو دلش بهانه بگیرد

به هر نشانه ای از تو دلش بهانه بگیردغمی به وسعت دنیا در او زبانه بگیرد نخی ز پیرهنت یا کتاب منزوی ات راشبیه جان خودش سخت در میانه بگیرد مدام خیره شود در...