آرشیو ماهانه: شهریور 1397

آیینه / آلاله سلیمانی 0

آیینه / آلاله سلیمانی

آلاله سلیمانی «آیینه» برج قلعه بود انگار که سر بیرون آورده بود از آب. غبار روی آب خوب نمی‌گذاشت ببیند. پارو زد و جلوتر رفت. عقب اردک‌ماهی از اینجا سردرآورده بود، اما تا به...

یکی از ما / راحله فاضلی 0

یکی از ما / راحله فاضلی

راحله فاضلی (داستانِ تحریریه)   «یکی از ما»*   زیر همین آسمان بود. لکه‌های سرخ و سفید رفته بودند در دل هم. موبایلم را گرفتم رو به آسمان و عکس پشت عکس. گفتم باید...

من خوشبخت نبودم مامان!/ پروین پناهی 0

من خوشبخت نبودم مامان!/ پروین پناهی

پروین پناهی «من خوشبخت نبودم مامان!»   ماشینش را یک جای گل و گشاد پارک کرد. طوری که یک متری از عقب و جلو فاصله داشته باشد. درست روبه‌روی در خانۀ مادری. عادت داشت...

ای نور هر دو دیده ، گویی بصر نداری 0

ای نور هر دو دیده ، گویی بصر نداری

ای نور هر دو دیده ، گویی بصر نداریویران شدم به پایت، وجدان مگر نداریگفتم که با خیالت روز و شبم به سر شدگفتی بجز هوایم ، کاری دگر نداریگفتم که کار من تو...