آرشیو ماهانه: شهریور 1398

دلبرم بار دگر دیده ی ما روشن کرد 0

دلبرم بار دگر دیده ی ما روشن کرد

دلبرم بار دگر دیده ی ما روشن کردقدمش رنجه نمود و دل ما گلشن کرد لحظه ای دست کشید از سر باغ ملکوتمردم شهر از این جلوه ی زیبا مبهوت اوست شیرین و زِ...

تو یکروز از غروب جاده های سرد می آیی 0

تو یکروز از غروب جاده های سرد می آیی

تو یکروز از غروب جاده های سرد می آییپس از پاییزهای پر هراس زرد می آییصدایت کوچه را مثل بهار آکنده می سازدتو وقتی پنجره -دستش- شکوفه کرد، می آییتو در فصل نجیب مهربانی...