دسته: داستان

داستان_افسون_آلاله سلیمانی 0

افسون /آلاله سلیمانی

افسون   داستانی از: آلاله سلیمانی   دو چشم سیاه از میان روسری و روبنده می‌درخشید. زنی هم قد و قوارۀ خودش با نگاهی آشنا. چادری سیاه دور اندام لاغرش کشیده بود که وقت...

داستان سارا تیلور_ترجمه مهسا طاهری 0

چیزی که وجود ندارد نمی‌تواند بهت صدمه بزند! /سارا تیلور، ترجمه مهسا طاهری

داستان «چیزی که وجود ندارد نمی‌تواند بهت صدمه بزند!» نویسنده: سارا تیلور، مترجم: مهسا طاهری   بعد از حملۀ اول، آدام فقط بوی عجیبی را به خاطر می‌آورد و احساس ناخوشایندی داشت. چرا که نگران...

داستان فاطمه آزادی 0

ﻳﺎزده ﭘﻠﻪ /فاطمه آزادی

ﻳﺎزده ﭘﻠﻪ   داستانی از: فاطمه آزادی ﺻﺪای زﻧﮓ آیفون را ﻛﻪ می‌شنوم ﻓﻜﺮ می‌کنم راﻣﻴﻦ اﺳﺖ. ﻫـﺮ ﻛـﺲ است دﺳﺘﺶ را ﮔﺬاﺷﺘﻪ روی آیفون و ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻫﻢ زﻧﮓ را ﻓﺸﺎر ﻣﻲدهد. می‌روم...

کاش اینجا بودی ارسلان_زهره مسکنی 0

کاش اینجا بودی ارسلان! /زهره مسکنی

کاش اینجا بودی ارسلان!   داستان کوتاهی از: زهره مسکنی دو روز بعد از رفتن شما آمدند. طبق قرارمان باید اولین شبی که همسایه‌های جدید جای شما را گرفتند، شیشۀ پنجرۀ اتاقشان را می‌شکستم....

داستان حنجره‌ها_حسن کی قبادی 0

حنجره‌ها /حسن کی‌قبادی

  حنجره‌ها حسن کی‌قبادی   نفسم بیرون نمی‌آمد. چیزی توی گلویم گیرکرده بود. به‌سختی یک مجروح از ماشین پیاده شدم. به بیابان کنار جاده رفتم و توی تاریکی داد زدم. گلویم داشت پاره می‌شد....

Mahmood_BarAbadi 0

قرار/ محمود برآبادی

محمود برآبادی   «قرار» تا صدای زنگ تلفن را شنید، دانه‌دادن به‌قناری‌هارا ول کرد وگوشی را برداشت. صدای زنی از آن‌طرف سیم گفت: آقای فتوت؟ بله، بفرمایید. سلام، منو شناختی؟ نه خانم به جا...

آیینه / آلاله سلیمانی 0

آیینه / آلاله سلیمانی

آلاله سلیمانی «آیینه» برج قلعه بود انگار که سر بیرون آورده بود از آب. غبار روی آب خوب نمی‌گذاشت ببیند. پارو زد و جلوتر رفت. عقب اردک‌ماهی از اینجا سردرآورده بود، اما تا به...

یکی از ما / راحله فاضلی 0

یکی از ما / راحله فاضلی

راحله فاضلی (داستانِ تحریریه)   «یکی از ما»*   زیر همین آسمان بود. لکه‌های سرخ و سفید رفته بودند در دل هم. موبایلم را گرفتم رو به آسمان و عکس پشت عکس. گفتم باید...