دسته: داستان

من خوشبخت نبودم مامان!/ پروین پناهی 0

من خوشبخت نبودم مامان!/ پروین پناهی

پروین پناهی «من خوشبخت نبودم مامان!»   ماشینش را یک جای گل و گشاد پارک کرد. طوری که یک متری از عقب و جلو فاصله داشته باشد. درست روبه‌روی در خانۀ مادری. عادت داشت...

Michael Czyzniejewski 0

هیولا؛ مایکل سیتزیسکی/ مترجم:حسین مسعودی آشتیانی

درباره نویسنده: مایکل سیتزیسکی نویسنده آمریکایی، استادیار دانشگاه ایالت میسوری و سردبیر مجلهmoon city review است. از او در سال ۲۰۱۵، مجموعه داستان «برای ادامه زندگی‌ام دوستت خواهم داشت» منتشر شده است. داستان «هیولا»...

مثل مداد شو 0

مثل مداد شو

پدربزرگ، درباره چه می‌نویسید؟ -درباره تو پسرم، اما مهمتر از آنچه می‌نویسم، مدادی است که با آن می‌نویسم. می‌خواهم وقتی بزرگ شدی، مثل این مداد بشوی . پسرک با تعجب به...

هر عمل از روی خشم، محکوم به شکست است 0

هر عمل از روی خشم، محکوم به شکست است

یک روز صبح، چنگیزخان مغول و درباریانش برای شکار بیرون رفتند . همراهانش تیرو کمانشان را برداشتند و چنگیزخان شاهین محبوبش را روی ساعدش نشاند. شاهین از هر پیکانی دقیق تر و بهتر بود،...

مادر مهربون 0

مادر مهربون

ساعت ۳ شب بود که صدای تلفن , پسری را از خواب بیدار کرد . پشت خط مادرش بود . پسر با عصبانیت گفت: چرا این وقت شب مرا از خواب...

مثل مداد شو 0

مثل مداد شو

پدربزرگ، درباره چه می‌نویسید؟ -درباره تو پسرم، اما مهمتر از آنچه می‌نویسم، مدادی است که با آن می‌نویسم. می‌خواهم وقتی بزرگ شدی، مثل این مداد بشوی . پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد...

لبخند زیبا 0

لبخند زیبا

در یکی از شهرهای اروپایی پیرمردی زندگی می کرد که تنها بود . هیچکس نمی دانست که چرا او تنهاست و زن و فرزندی ندارد . او دارای صورتی زشت و کریه المنظر بود...

پند لقمان 0

پند لقمان

روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو ۳ پند می دهم که کامروا شوی . اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری ! دوم اینکه در...