برچسب: آلاله

داستان_افسون_آلاله سلیمانی 0

افسون /آلاله سلیمانی

افسون   داستانی از: آلاله سلیمانی   دو چشم سیاه از میان روسری و روبنده می‌درخشید. زنی هم قد و قوارۀ خودش با نگاهی آشنا. چادری سیاه دور اندام لاغرش کشیده بود که وقت...

آیینه / آلاله سلیمانی 0

آیینه / آلاله سلیمانی

آلاله سلیمانی «آیینه» برج قلعه بود انگار که سر بیرون آورده بود از آب. غبار روی آب خوب نمی‌گذاشت ببیند. پارو زد و جلوتر رفت. عقب اردک‌ماهی از اینجا سردرآورده بود، اما تا به...