برچسب: از

تو یکروز از غروب جاده های سرد می آیی 0

تو یکروز از غروب جاده های سرد می آیی

تو یکروز از غروب جاده های سرد می آییپس از پاییزهای پر هراس زرد می آییصدایت کوچه را مثل بهار آکنده می سازدتو وقتی پنجره -دستش- شکوفه کرد، می آییتو در فصل نجیب مهربانی...

از بهاران جلوه ی روی تو یادم مانده است 0

از بهاران جلوه ی روی تو یادم مانده است

از بهاران جلوه ی روی تو یادم مانده استاز شبستان شام گیسوی تو یادم مانده استبا نفسهایم صدای ناله ای خو کرده استنای نی در باغ مینوی تو یادم مانده استسر خوشم در جنگل...

یکی از ما / راحله فاضلی 0

یکی از ما / راحله فاضلی

راحله فاضلی (داستانِ تحریریه)   «یکی از ما»*   زیر همین آسمان بود. لکه‌های سرخ و سفید رفته بودند در دل هم. موبایلم را گرفتم رو به آسمان و عکس پشت عکس. گفتم باید...

از مدالِ درد لبریزم پُر از آویزها 0

از مدالِ درد لبریزم پُر از آویزها

از مدالِ درد لبریزم پُر از آویزهاپایِ تو زانو زدم پیشِ همه ناچیزها از قرارِ سوخته از چوب خط ها پُر شدهرویِ دیوارِ اتاقم ، رویِ کل ِّ میزها پشتِ هر دیوار،دیواریست،بانو خسته امخسته...

چون آسمانی که پر از حور و پری ها 0

چون آسمانی که پر از حور و پری ها

چون آسمانی که پر از حور و پری هاپشت سرت بازار داغ مشتری ها مثل نسیمی رد شدی از شهر…افتادبا دیدنت از سر تمام روسری ها احساس تلخ قهوه ها در کافه…از تو_موسیقی زیبا...

به هر نشانه ای از تو دلش بهانه بگیرد 0

به هر نشانه ای از تو دلش بهانه بگیرد

به هر نشانه ای از تو دلش بهانه بگیردغمی به وسعت دنیا در او زبانه بگیرد نخی ز پیرهنت یا کتاب منزوی ات راشبیه جان خودش سخت در میانه بگیرد مدام خیره شود در...

هر عمل از روی خشم، محکوم به شکست است 0

هر عمل از روی خشم، محکوم به شکست است

یک روز صبح، چنگیزخان مغول و درباریانش برای شکار بیرون رفتند . همراهانش تیرو کمانشان را برداشتند و چنگیزخان شاهین محبوبش را روی ساعدش نشاند. شاهین از هر پیکانی دقیق تر و بهتر بود،...

هر عمل از روی خشم، محکوم به شکست است 0

هر عمل از روی خشم، محکوم به شکست است

یک روز صبح، چنگیزخان مغول و درباریانش برای شکار بیرون رفتند . همراهانش تیرو کمانشان را برداشتند و چنگیزخان شاهین محبوبش را روی ساعدش نشاند. شاهین از هر پیکانی دقیق تر و بهتر بود،...