لبخند زیبا

در یکی از شهرهای اروپایی پیرمردی زندگی می کرد که تنها بود . هیچکس نمی دانست که چرا او تنهاست و زن و فرزندی ندارد . او دارای صورتی زشت و کریه المنظر بود...