برچسب: هر

ای نور هر دو دیده ، گویی بصر نداری 0

ای نور هر دو دیده ، گویی بصر نداری

ای نور هر دو دیده ، گویی بصر نداریویران شدم به پایت، وجدان مگر نداریگفتم که با خیالت روز و شبم به سر شدگفتی بجز هوایم ، کاری دگر نداریگفتم که کار من تو...

به هر نشانه ای از تو دلش بهانه بگیرد 0

به هر نشانه ای از تو دلش بهانه بگیرد

به هر نشانه ای از تو دلش بهانه بگیردغمی به وسعت دنیا در او زبانه بگیرد نخی ز پیرهنت یا کتاب منزوی ات راشبیه جان خودش سخت در میانه بگیرد مدام خیره شود در...

هر عمل از روی خشم، محکوم به شکست است 0

هر عمل از روی خشم، محکوم به شکست است

یک روز صبح، چنگیزخان مغول و درباریانش برای شکار بیرون رفتند . همراهانش تیرو کمانشان را برداشتند و چنگیزخان شاهین محبوبش را روی ساعدش نشاند. شاهین از هر پیکانی دقیق تر و بهتر بود،...

هر عمل از روی خشم، محکوم به شکست است 0

هر عمل از روی خشم، محکوم به شکست است

یک روز صبح، چنگیزخان مغول و درباریانش برای شکار بیرون رفتند . همراهانش تیرو کمانشان را برداشتند و چنگیزخان شاهین محبوبش را روی ساعدش نشاند. شاهین از هر پیکانی دقیق تر و بهتر بود،...